گوش کشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوش کشان . [ ک َ/ ک ِ ] (نف مرکب، ق مرکب ) در حال کشیدن گوش . مجازاًآرام و مطیع و خالی از سرکشی و امتناع : جان گوش کشان آمد دل سوی خوشان آمد زیرا که بهار آمد رفت آن دی دیوانه . مولوی . ◄ (اِ مرکب ) جمع گوش کش . رجوع به گوش کش شود.