گوشمال دیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوشمال دیدن . [ دی دَ ] (مص مرکب ) گوشمال خوردن و تأدیب شدن : من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس . حافظ. رجوع به گوشمال خوردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوشمال دیدن . [ دی دَ ] (مص مرکب ) گوشمال خوردن و تأدیب شدن : من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس . حافظ. رجوع به گوشمال خوردن شود.