گوشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش) (اِ.)<BR>۱- کنج، زاویه.<BR>۲- هر یک از تقسیمات دستگاه موسیقی ایرانی.<BR>۳- کنایه، حرف کنایه آمیز.<BR>۴- کناره، لبه.<BR>۵- جای خلوت، جای دور از مردم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ش) (اِ.) ۱- کنج، زاویه. ۲- هر یک از تقسیمات دستگاه موسیقی ایرانی. ۳- کنایه، حرف کنایه آمیز. ۴- کناره، لبه. ۵- جای خلوت، جای دور از مردم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در ٧٠هزارگزی جنوب خاوری الیگودرز، کنار راه مالرو عباسی به سوزر. کوهستانی و سردسیر وسکنه ٔ آن ٢٣٧ تن است . آب آن از قنات و چاه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات و چغندر و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالی بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
گوشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میزدچ بخش حومه شهرستان شهرکرد. واقع در ٢٧هزارگزی جنوب باختر شهرکرد و ٦هزارگزی راه شهرکرد به ده چشمه . در دامنه ٔ کوه واقع شده و معتدل است . سکنه ٔ آن ٥٤٧ تن است . آب آن از چشمه و رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن فرعی است . این ده زیارتگاه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
گوشه . [ ش ِ / ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اصفاک بخش بشرویه شهرستان فردوس . ٣٦هزارگزی شمال باختری بشرویه و ٨هزارگزی جنوب خاوری اصفاک . جلگه و گرمسیر است . سکنه ٔ آن ٨ تن میباشد.آب آن از قنات و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
مترادف و متضاد واژهدان
زاویه، کنج پسله، خلوت سو، کرانه، کنار طعن، کنایه اشاره، ایما، تعریض، سربسته