گوشه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوشه کردن . [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (...ناخن ) مبتلی به علت داحس شدن . دردی در گوشه ٔ ناخن پیدا آمدن از گرد شدن ریم و چرک اندک . عقربک شدن . رجوع به گوشه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوشه کردن . [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (...ناخن ) مبتلی به علت داحس شدن . دردی در گوشه ٔ ناخن پیدا آمدن از گرد شدن ریم و چرک اندک . عقربک شدن . رجوع به گوشه شود.