گوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوف . (اِ) بوم، این لغت در جهانگیری به کاف تازی و در محاوره به کاف فارسی است . (آنندراج ). کوف و جغد. (ناظم الاطباء). بوف . بوم : از شهر همه خرچ خدایان رفتند چون گوف به کنج خانه تنها چونی . حکیم شفائی (از آنندراج ). اما چنانکه از شاهد فوق که آنندراج نقل کرده است برمی آید کوف با کاف تازی صحیح می نماید. رجوع به کوف شود.