گول کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گول کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فریفتن . فریب دادن . و در تداول امروزی گول زدن گویند. (یادداشت مؤلف ). ◄ خود را نادان نمودن . ابله کردن : گول میکن خویش را غره مشو آفتابی را رها کن ذره شو. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گول کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فریفتن . فریب دادن . و در تداول امروزی گول زدن گویند. (یادداشت مؤلف ). ◄ خود را نادان نمودن . ابله کردن : گول میکن خویش را غره مشو آفتابی را رها کن ذره شو. مولوی .