واژه جو

گوندک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوندک . [ گ َ وَ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار. واقع در ٦ هزارگزی خاوری نجف آباد و ١٢هزارگزی جنوب شوسه ٔ بیجار به سنندج . تپه ماهور و هوای آن سردسیرو سکنه ٔ آن ١٨٠ تن است . آب آن از چشمه تأمین میشود. محصولاتش غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).

معنی گوندک | واژه جو