گوهرآمای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوهرآمای . [ گ َ / گُو هََ ](نف مرکب ) از گوهر + آمای، نعت فاعلی از آماییدن به معنی پر کردن و آراستن باشد. آراسته به گوهر. پرکننده به گوهر. ◄ آنکه مروارید و جوهر را به رشته میکشد. ◄ آنکه نیکو حکم میکند. (ناظم الاطباء). ◄ هستی بخش . (بهار عجم ) (آنندراج ). هستی دهنده . موجد. خالق . آفریدگار : تویی گوهرآمای چار آخشیج مسلسل کن گوهران در مزیج . نظامی (از بهار عجم ). گوهرآمای گنج خانه ٔ راز گنج گوهر چنین گشاید باز. نظامی .