گوی باختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوی باختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) گوی بازی کردن . بازی کردن با گوی و چوگان : اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار بیش از این در خانه نتوان گوی و چوگان باختن . سعدی . رجوع به چوگان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوی باختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) گوی بازی کردن . بازی کردن با گوی و چوگان : اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار بیش از این در خانه نتوان گوی و چوگان باختن . سعدی . رجوع به چوگان شود.