واژه جو

گویای تبریزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گویای تبریزی . [ ی ِ ت َ ] (اِخ ) (میرزا کامران ) متخلص به گویا برادر میرزا داراب جویا و شاگرد سامری تبریزی است . از ولادت و وفات او اطلاعی در دست نیست و گویا صاحب دیوان و مثنوی است و دیوان او به نام «بندگی نامه » معروف است . (دانشمندان آذربایجان ص ٢٢٠) (الذریعة ج ٩ ص ٩٣٧).

معنی گویای تبریزی | واژه جو