گویا
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
سخنگو، قایل، ناطق روشن، شیوا، صریح، واضح انگار، ظاهرا، گوئیا، گویی، مثلاینکه، محتملا حاکی، مشعر، (متضاد: الکن، لال)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
سخنگو، قایل، ناطق روشن، شیوا، صریح، واضح انگار، ظاهرا، گوئیا، گویی، مثلاینکه، محتملا حاکی، مشعر، (متضاد: الکن، لال)