گویش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گویش . [ ی ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از گفتن . در فرهنگ دساتیر (صص ٢٦٤-٢٦٥) به معنی تکلم کردن و سخن گفتن آمده است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). مکالمه . گفتگو. گفتار. ◄ مقاله . (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ مقاله . (برهان ).
گویش . [ گ َ ] (اِ) گویشه . گویس . گویسه . (برهان ). گودوش . گودوشه . گاودوش .گاودوشه . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به معنی گویس است که ظرف و انای دوغ و ماست باشد. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ سروری ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ).