گوییا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوییا. (ق ) منقول از فعل به معنی گویا. به معنی گویا باشد. (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٣١٥) (آنندراج ). و بیشتر برای تشبیه استعمال میشود. (غیاث اللغات ). گوئی . گویی . گویا. گوئیا. پنداری . مانا.بمانا. گمان بری . ظاهراً. مثل اینکه . مانند اینکه .