گویی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ق.) قید شک و تردید. به معنی گویا، پنداری.مترادفها و واژههای مرتبطانگار، پنداری، شاید، ظاهراً، گوئیا، گویا، مثلاینکهواژه قبلی: گویندگیواژه بعدی: گپ