گیاه قیصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیاه قیصر. [ هَِ ق َ /ق ِ ص َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گیاهی است که برگ آن مدور به اندازه ٔ یک درهم و شاخهای او باریک و درشت و صلب و بعضی منبسط بر روی زمین و بعضی را ساق بقدرذرعی و گلش زرد و ریزه و بعضی بنفش و بعضی را سفید و پراکنده و ثمرش مثل غلاف تخم ترب و هلالی شکل و در غلاف تخم مدوری ریزه تر از خردل و بعضی شبیه به حلبه و بعضی را غلاف غیرهلالی باشد. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به مخزن الادویه، اختیارات بدیعی، تذکره ٔ ضریر انطاکی و مفردات ابن بیطار شود. ناخنک و در تازی آن را اکلیل الملک خوانند. (برهان قاطع) (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٣١٠) (ناظم الاطباء). اصابعالملک . (از مخزن الادویه ).