واژه جو

گیاهی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نباتی، طبیعی، سرسبز، همیشه‌سبز، شاداب، آباد، خرم علفی، صنعتی، علوفه‌ای، صیفی، لیفی، روغنی، دارویی، رنگی تخمی، تخم برگ‌ریز، ناشکوفا، باردار، دارای میوه، میوه‌دار صفات میوه: دستچین، نوبر دیم

معنی گیاهی | واژه جو