گیتی بان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیتی بان . (ص مرکب، اِ مرکب ) مرکب از: گیتی + بان، پسوند نسبت و اتصاف . (حاشیه ٔبرهان چ معین ). نگاهدارنده ٔ دنیا و روزگار است . (برهان قاطع) (بهار عجم ) (آنندراج ). ◄ کنایه از پادشاه باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ) (بهار عجم )(انجمن آرا). جهانبان . فرمانفرمای جهان : به شمشیر از جهان برداشت نام خسروان یکسر نماند از بیم آن شمشیر ملک آرای گیتی بان . فرخی .