گیتی پناه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیتی پناه . [ پ َ ] (ص مرکب ) پناه دهنده ٔ گیتی . ملجاء دنیا که کنایه از خداوند باشد : ببر این همه هدیه ها پیش شاه بگویش ز دادار گیتی پناه . فردوسی . پس از نام یزدان گیتی پناه طراز سخن بست بر نام شاه . نظامی . که چون من به نیروی گیتی پناه به گردون گردان رسانم کلاه . نظامی . سپاس از خداوند گیتی پناه که بیش است از این قصه انصاف شاه . نظامی . ◄ از اوصافی است که پادشاهان را بدان ستایند. (از ارمغان آصفی ): قباد و چو کشواد زرین کلاه بسی نامداران گیتی پناه . فردوسی . نبوده همچو او گیتی پناهی . (از حبیب السیر جزو٤ج ٣ ص ٣٢٢).