گیج کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیج کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حیران و مبهوت کردن . ◄ در اثر خوردن و یا آشامیدن و یا بوییدن چیزی مدهوش و بی هوش گشتن : عطر این گلها مرا گیج کرده .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیج کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حیران و مبهوت کردن . ◄ در اثر خوردن و یا آشامیدن و یا بوییدن چیزی مدهوش و بی هوش گشتن : عطر این گلها مرا گیج کرده .