گیجیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیجیده . [ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) اسم مفعول از گیجیدن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ به معنی دماغ پریشان شده . (برهان قاطع). پریشان شده .(ناظم الاطباء). پریشان خاطر. (انجمن آرا). ◄ سراسیمه گشته و سرگردان و حیران گردیده . (برهان قاطع). سرگردان و حیران گردیده . (ناظم الاطباء). ◄ کم هوش . (انجمن آرا). رجوع به گیج شدن شود.