واژه جو

گیحون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گیحون . [ گ َ ] (اِخ ) تحریری از جیحون باشد. مؤلف سرزمینهای خلافت شرقی نویسد: معلوم نیست اعراب اسم جیحون و سیحون را از کجا گرفته اندولی دور نیست از یهودیان اقتباس کرده باشند زیرا درکتاب تکوین تورات (٢:١١، ١٣) دو کلمه به نام گیجون و پیسون وارد شده است . (از سرزمینهای خلافت شرقی تألیف لسترنج ترجمه ٔ فارسی ص ٤٦٣). رجوع به جیحون شود.

معنی گیحون | واژه جو