گیرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیرا. (نف ) مرکب از: گیر (گرفتن ) + الف پسوند فاعلی و صفت مشبهه . (حاشیه ٔبرهان چ معین ). گیرنده بسختی و محکمی و اخذکننده و با دست گیرنده . (ناظم الاطباء). گیرنده . (فرهنگ نظام ) (فرهنگ شعوری ) (انجمن آرا) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (بهار عجم ) : که پایت روان است و گیرا دو دست همت هست برخاستن هم نشست . فردوسی . بازت گیرا و خجسته به شکار. (نوروزنامه ). تا از قلم کاه مثال تو مثالی بیجاده نگیرد نشود گیرا بر کاه . سوزنی . طفل تا گیرا و تا پویا نبود مرکبش جز شانه ٔ بابا نبود. مولوی . صنعت خوب از کف شل ضریر باشد اولی یا ز گیرای بصیر. مولوی . ◄ (ن مف ) اسیر و گرفتار. ◄ (اِمص ) اسیری و گرفتگی . (ناظم الاطباء). اما این دو معنی اسمی و اسم مصدری مخصوص این مأخذ است و شاهدی ندارد. ◄ (اِ) به معنی سرفه باشد و آن بیشتر به سبب هوازدگی بهم میرسد. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (بهار عجم ) (ناظم الاطباء). سرفه باشد و آن را گوگ نیز نامند. (فرهنگ جهانگیری ). سعال . رجوع به انار گیرا شود. ◄ (نف ) بمجاز گزنده، چه گرفتن به معنی گزیدن به کار رود چنانکه سگ گیرا یعنی سگ گزنده . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). رجوع به گیرنده در این معنی شود : گرگ اغلب آن زمان گیرا بود کزرمه شیشک بخود تنها رود. مولوی . ◄ بمجاز هر چیز که آدمی را گیرد و در او اثر گذارد. چون زیبایی و مکیفات .دلفریب . دلاویز. دل انگیز. دلبر. دلربا. دلکش . فریبا.جذاب . جاذب . مانند: چشم گیرا. صدای گیرا. زیبایی گیرا. اندام گیرا. لهجه ٔ گیرا. سخن گیرا. مژگان گیرا. دهان گیرا. و جز آن : خال محتاج کمندزلف عنبرفام نیست دانه چون افتاد گیرا احتیاج دام نیست . صائب . چشم گیرا میکند نخجیر را بی دست و پای از کمند و دام مستغنی بود صیاد ما. صائب (از آنندراج ). گرچه هر گوشه ای از کنج دهانش گیراست بوسه را چشم به جای است که من میدانم . صائب (از آنندراج ). رجوع به گیرنده در این معنی شود. ◄ بمجاز به معنی تأثیرکننده : دم گیرا.(از آنندراج ) (از فرهنگ نظام ). ◄ مقهورکننده چون دعا و نفرین و دم و آه و نفس و جز آن : آه گیرا. دعای گیرا. خون گیرا. نفس گیرا. نفرین گیرا. وعظ گیرا. و جز آن : رحمت تو وآن دم گیرای تو پر شود این عالم از احیای تو. مولوی . وعظ گفتی ز جود بر منبر گرم و گیرا چو وعظ پیغمبر. ؟ چرا بر خاک این منزل نگریم تا بگیرد گل و لیکن با تو آهن دل دمم گیرا نمی باشد. سعدی .