واژه جو

گیرنده کام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گیرنده کام . [ رَ دَ / دِ ] (ص مرکب ) کام گیرنده . کام گیر. موفق . رجوع به کام گیرنده شود : چنین داد پاسخ که ای نیکنام بلنداختر و گرد و گیرنده کام . فردوسی .

معنی گیرنده کام | واژه جو