گیرودار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رُ) (اِ.) بحبوحه، هنگامه.مترادفها و واژههای مرتبطبحبوحه، حیصوبیص، گیراگیر، هنگامهپیکار، جدالواژه قبلی: گیرهواژه بعدی: گیس