گیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین۱ - (اِمص.) گرفتگی، مانع. ۲- دشواری در کار، اشکال. ۳- (ص.) گرفتار، اسیر.مترادفها و واژههای مرتبطبست، بند، قیدگرفتاریواژه قبلی: گیدیواژه بعدی: گیر آوردن