گیسنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیسنه . [ ن َ ] (اِ) گیسو باشد. (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٣١٤). اما در جای دیگر دیده نشد و ظاهراً مصحف کیسنه باشد که به معنی ریسمانی است که به وقت رشتن بر دوک پیچیده شود. رجوع به کیسنه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیسنه . [ ن َ ] (اِ) گیسو باشد. (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٣١٤). اما در جای دیگر دیده نشد و ظاهراً مصحف کیسنه باشد که به معنی ریسمانی است که به وقت رشتن بر دوک پیچیده شود. رجوع به کیسنه شود.