گیلاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیلاس . (اِخ ) (چشمه ...) یا گُلسب در فاصله ٔ ٩ فرسخی شهر مشهد. در محلی دردامنه ٔ کوه واقع شده است . منبع این چشمه یکی از ییلاقات مشهد است که آب آن در حوالی شهر با آب سد گلستان ملحق می شود و از خیابان صحن مقدس میگذرد. احداث این چشمه توسط شاه عباس بوده است . (مطلع الشمس ج ٢ ص ٢٤٣)(مرآت البلدان ناصری ج ٤ ص ٢٤٤). رجوع به کلسب شود.
گیلاس . (اِخ ) یکی از دیه های لاریجان است . (از سفرنامه ٔ رابینو بخش فارسی ص ١٥٤).
گیلاس . (اِخ ) دهی است از دهستان بالا لاریجان بخش لاریجان شهرستان آمل . واقع در ٥هزارگزی شمال خاوری رینه . محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر و سکنه ٔ آن ٦٠ تن است . آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول آن لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).