واژه جو

یابری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یابری . [ ب ُ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب به یابرة. رجوع به یابرة شود.

یابری . [ ب ُ ری ی ] (اِخ ) ابومحمد یابری اندلسی شاعر و محدث است . رجوع به ابن عبدون شود.

معنی یابری | واژه جو