واژه جو

یابنده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

کشف‌کننده، کاشف، مکتشف مخترع، باستان‌شناس کارآگاه، بازپرس، جاسوس جوینده، آزمایش‌کننده جهانگرد ماهواره جاسوسی، کاوشگرمریخ سونار، رادار، سنسور، حسگر، حس -یاب، <مین‌یاب، معدن‌یاب>

معنی یابنده | واژه جو