یابیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یابیدن . [ دَ ] (مص ) یافتن . (آنندراج ) : چو سوی هستی خود راه یابید سر خود در کنار شاه یابید. عطار. چون ز بند دام باد او شکست نفس لوامه بر او یابید دست . مولوی . گفت تا این رقعه را یابیده ام گنج نه در رنج درپیچیده ام . مولوی . از سفر بیدق شود فرزین راد وز سفر یابید یوسف صد مراد. مولوی .