واژه جو

یاب

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(ص.) نابود، ضایع، بیهوده.

(اِفا.) در ترکیب، به صورت مزید مؤخر به معنی یابنده آید: دیریاب، فلزیاب.

معنی یاب | واژه جو