واژه جو

یارور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یارور. [ یارْ وَ ] (ص مرکب ) (مرکب از «یار» + «ور» پسوند) مددکار. معین : تو او را به هر کار شو یارور چنان کن که از تو نماید هنر. فردوسی .

فرهنگ نام‌های فارسی

نام مردانه

معنی یارور | واژه جو