یارگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یارگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) کمک . یاریگر. مددکار : دگر آنکه جنباند او کوه را بدان یارگر خواهد انبوه را. فردوسی . نبد یارگرشان در این کار کس زن و شوی بودند همیار و بس . اسدی (گرشاسبنامه ص ١١٩).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یارگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) کمک . یاریگر. مددکار : دگر آنکه جنباند او کوه را بدان یارگر خواهد انبوه را. فردوسی . نبد یارگرشان در این کار کس زن و شوی بودند همیار و بس . اسدی (گرشاسبنامه ص ١١٩).