یاری گر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ) (ص فا.) ۱- کمک کار. ۲- نیرو دهنده.مترادفها و واژههای مرتبطپشتیبان، حامی، ظهیر، مددکار، معاضد، ناصرواژه قبلی: یاری کردنواژه بعدی: یاریدن