واژه جو

یازیدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(دَ) (مص ل.) ۱- قصد کردن، دست انداختن به چیزی. ۲- بالیدن، نمو کردن. ۳- خمیازه کشیدن.

معنی یازیدن | واژه جو