یت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یت . [ ی ِ ] (اِ) نوعی از نواعم در دریاهای گرم . (یادداشت مؤلف ).
یت . [ ی َ ] (ضمیر) ضمیر متصل به معنی «ات » که پس از اسمهایی که به الف و یا و واو تمام شده باشند درمی آورند، مانند عصایت و گیسویت . (ناظم الاطباء). اما این قول اساس علمی ندارد. و ضمیر منحصراً همان «ت » است .
یت . [ ای ی َ ] (ع پسوند) در عربی جزء مؤخر مصدر صناعی اسمی است یعنی مصدری که با آن یاء نسبت و تاء تأنیث (- یت ) آمده باشد، مانند مالکیت، مرغوبیت، انسانیت، معروفیت، حریّت، ماهیت . (از کلمات فارسی نیز مصدر صناعی درست می کنند مانند دوئیت، خوبیت . اما ادبا به کار بردن این کلمات را درست نمی دانند).