یحصب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یحصب . [ ی َ ص ِ ] (اِخ ) قلعه ای است به اندلس، و از آن قلعه است سعیدبن مقرون . (منتهی الارب ). نام دارالخلافه ای است و قصر ریدان که بی نظیرش پنداشته اند در این مکان است و آن در هشت فرسنگی ذمار واقع شده است . این یحصب را علو یحصب خوانند و سفل یحصب هم دارالخلافه ٔ دیگری است . (از معجم البلدان ).
یحصب . [ ی َ ص ِ / ص َ / ص ُ ] (اِخ ) حیی است به یمن . (منتهی الارب ).