یحنس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یحنس . [ ی ُ ح َن ْ ن َ ] (اِخ ) آزادشده ٔ عمر رضی اﷲعنه و او اعجمی بود. (منتهی الارب ).
یحنس . [ ی ُ ح َن ْ ن َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ مولی الزبیربن عوام، مکنی به ابوموسی، تابعی و محدث است و از ام الدرداء روایت کند و ابوصخر حمیدبن زیاد از او روایت دارد. (یادداشت مؤلف ).