واژه جو

یحیی المنادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یحیی المنادی . [ ی َح ْ یَل ْ م ُ ] (اِخ ) قاضی القضاة، متوفی به سال ٨٧١ هَ . ق . او راست : ١- حاشیه بر مختصر الروض الانق فی شرح غریب السیر. ٢- حاشیه بر شرح احمدبن عبدالرحیم عراقی بر بهجة الوردیة ابن الوردی . (یادداشت مؤلف ).

معنی یحیی المنادی | واژه جو