یخ کشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخ کشی . [ ی َک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل یخ کش . (یادداشت مؤلف ). حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه ٔ دیگر از یخچال و کارخانه ٔ یخ سازی به جاهای دیگر. و رجوع به یخکش شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخ کشی . [ ی َک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل یخ کش . (یادداشت مؤلف ). حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه ٔ دیگر از یخچال و کارخانه ٔ یخ سازی به جاهای دیگر. و رجوع به یخکش شود.