یخدان کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخدان کش . [ ی َ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) کسی که صندوق یخدان را بر استر بار کرده بردو آن کهترین نوکران است و نیز چون نوکری کهنه می شودو از کار وا می ماند گویند یخدان کش شده است و این از اهل زبان به تحقیق پیوسته . (آنندراج ) : سفره برداشتن از شیخ چه آسان باشد بهترآن است که یخدان کش رندان باشد. میرنجات (از آنندراج ). و رجوع به یخدان شود.