یدمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یدمن . [ی َ م َ ] (هزوارش، اِ) دست و ید. (ناظم الاطباء). به لغت زند و پازند به معنی دست است که به عربی ید خوانند. (برهان ) (از آنندراج ). و رجوع به ید و دست شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یدمن . [ی َ م َ ] (هزوارش، اِ) دست و ید. (ناظم الاطباء). به لغت زند و پازند به معنی دست است که به عربی ید خوانند. (برهان ) (از آنندراج ). و رجوع به ید و دست شود.