واژه جو

یفج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یفج . [ ی َ ] (اِ) بفج . لعاب دهن را گویند و آبی که در وقت حرف زدن از دهن مردم برآید. (برهان ). یفج غلط و بفج صحیح است . (یادداشت مؤلف ). مصحف بفج است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به بفج شود.

معنی یفج | واژه جو