واژه جو

یوسامیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یوسامیش . (مغولی، اِ) یاسامیش . (فرهنگ وصاف ). حکومت و سیاست و انتظام و ترتیب کارها. (ناظم الاطباء). ◄ مباشرت و کارسازی . (ناظم الاطباء). کار و سرانجام کارها. (آنندراج ). ◄ (ص ) پسندیده . (از آنندراج ). رجوع به یاسامیشی شود.

معنی یوسامیش | واژه جو