واژه جو

یوغ

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

وسیله حفاظت، زنجیر، قلاب، لنگر، کمند وسیله نگهداری، انبر بخو، پابند، دستبند، غل، غل‌وزنجیر مهارکننده، کمند زندان

معنی یوغ | واژه جو