یونان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یونان . (اِخ ) اسدی در لغت نامه گوید: «مادر یونس پیغمبر بوده است . چون از بطن حوت نجات یافت قومی در حق یونان معتقد شده بودند و بدوبگرویده و آن قوم را یونانیان خوانند» و شعری از دقیقی به شاهد آرد. اما شرح بالا و شعر دقیقی حتی با اساطیر یهود و اسرائیلیان هم وفق نمی دهد، لیکن در اینکه به زمان شاعر و البته پیش از او هم چنین روایتی مشهور بوده است به دلیل همین شعر و همین شرح معنی تردیدی نیست و ما تنها برای بر جای ماندن این روایت خرافی به نقل آن پرداختیم . (یادداشت مؤلف ) : یونان که بود مادر یونس ز بطن حوت یادی نکرد و کرد ز عفت جهان به خود تا تازه کرد یاد اوائل به دین خویش تا زنده کرد مذهب یونانیان به خود. دقیقی .
یونان .(اِخ ) نام قومی که در جنوب اروپا در شبه جزیره ٔ یونانستان ساکنند. خود مردم به خود هلانی گویند. ایرانیان این اسم را از نام یکی از قبایل آنها که یونی ها باشد گرفته و به تمام مملکت و مردم اطلاق کردند. (از فرهنگ لغات شاهنامه ص ٢٧١).
یونان . (اِخ ) کشوری در جنوب شرقی اروپا و در جنوب غربی شبه جزیره ٔ بالکان، مشتمل بر جزایر پراکنده ای در دریای اژه و دریای ایونی، که ١٣٠٤٠٠ کیلومتر مربع مساحت و بیش از ٨٥٥٥٠٠٠ تن سکنه دارد. ازاین تعداد در حدود ٧ میلیون نفر پیرو کلیسای ارتدکس یونان هستند. این کشور از شمال به آلبانی، یوگوسلاوی و بلغارستان، از شمال غربی به ترکیه ٔ اروپایی، از مشرق به دریای اژه، از جنوب به دریای مدیترانه، و از مغرب به دریای ایونی محدود است و خود به شکل نامنظم می باشد که سواحل بریده ٔ عمیق دارد. پایتخت آن شهر آتن است و از نظر اداری به دو منطقه ٔ جغرافیایی تقسیم شده و هریک از این مناطق خود به نواحی متعدد منقسم گشته است . محصولات عمده ٔ آن از کشاورزی به دست می آید و عبارت است از غلات، توتون، پنبه و میوه . از شهرهای مهمش غیر از آتن که پایتخت است، سالونیک، پاتراس و کاوالا را می توان نام برد. یونان در قدیم به مناطقی تقسیم شده بود که هریک زمانی مملکت مستقلی بوده اند، مانند تراکیه، مقدونیه، اپیر، تسالی، پلوپونز. یونان قدیم : یونان کنونی از نظر جغرافیایی با یونان قدیم فرق دارد و خیلی کوچکتر و محدودتر از آن است . کلمه ٔ یونان که در السنه ٔ شرقی مشهور شده از کلمه ٔ یونیه که به قسمتی از سواحل آسیای صغیر به خصوص حدود ازمیر اطلاق می شده گرفته شده و نسبت آن به شخصی به نام یونان از اولاد یافث بن نوح توهمی بیش نیست . یونان از نظر تمدن و معارف و ترقیات فکری و معنوی تاریخ درخشانی دارد. گرچه مصریان و هندیان و کلدانیان و دیگر ملتهای مشرق زمین پیش از یونان به دایره ٔ تمدن گام نهاده اند، ولی تمدن آنان هریک در جهت خاصی سیر کرده و شکل جامع و کاملی مانند تمدن یونان نداشته است و در هر حال یونان به تمدن باستان جهان کمک شایانی کرده است . در یونان شاعران و فیلسوفان و متفکران و دانشمندان بزرگی به عرصه ٔ ظهور رسیده اند. حکومتهای یونان باستان اغلب به زدوخورد مشغول بودند و مشهورترین وقایع باستانی آن عبارت است از: ١- جنگ تروا، که مشتمل است بر وقایع باستانی مخلوط باافسانه و اساطیر. ٢- جنگ با ایران . ٣- جنگ با پلوپونی . در موقعی که کیخسرو جهانگشای مشهور ایران اکثر جهات آسیا را به تصرف خود درآورد به کوچگاههای یونانی واقع در سواحل آناطولی نیز استیلا یافت و بعدها نیز چند تن از پادشاهان ایران به یونان لشکرکشی کردند که هرودت و دیگر مورخان یونانی از پیروزی و شجاعت یونانیان و شکست ایرانیان به مبالغه و غرور یاد می کنند، ولی توکیدید که محقق ترین آنان است، مبالغه و اغراق آنان را یادآور می شود. تمدن یونان در قرن پنجم پیش از میلاد به اوج ترقی و کمال رسید. سقراط و شاگردش افلاطون با شاگرد خود ارسطو شالوده ٔ محکم علوم و فنون یونانی را ریختند. بعدها با نیرومند شدن مقدونیه فیلیپ پادشاه مقدونیه یونان را به ضعف و زبونی دچار ساخت و پسرش اسکندر تمام این سرزمین را تصرف کرد و در همان روزگار یعنی سیصد و چند سال قبل از میلاد استقلال کشور یونان از دست رفت، ولی با این همه زبان یونانی همچنان زبان نگارش و ادب بودو از این رو تمدن یونان محو نشد و در حمله ٔ رومیان نیز که یونان به صورت ایالتی از روم درآمد باز در بنای زبان و تمدن یونان خللی وارد نگردید، ولی پس از ظهور دین مسیح تعصب قشریون مذهبی ضربه ٔ مهلکی بر تمدن یونان زد، اما با ظهور اسلام مسلمانان روشنفکر بی تعصب به ترجمه و تحقیق و استفاده از آثار ارزنده ٔ علمی وفکری یونان همت گماشتند. با ظهور دولت عثمانی یونان جزء کشورهای عثمانی درآمد. یونان جدید: تاریخ جدید یونان از زمانی آغاز می شود که از دولت عثمانی جدا شده و استقلال یافت (١٨٣٠ م .) و کشور سلطنتی اعلام شد. به دنبال جنگ جهانی دوم در ١٩٤٥ جنگ داخلی در یونان شروع شد و تا ١٩٤٩ادامه داشت . در ١٩٦٧ م . کودتای نظامی که ژرژ پاپادوپولوس در آن اثر عمده ای داشت بدون خونریزی درگرفت . کنستانتین پادشاه یونان تصمیم گرفت که دولت کودتایی را براندازد (دسامبر ١٩٦٧) ولی موفق نشد و به رم رفت و پاپادوپولوس خود منصب نخست وزیری یافت و برای بازگرداندن پادشاه و آشتی میان او و دولت مذاکراتی به عمل آورد. سپس طرح قانون اساسی جدیدی ریخت و نسخه ای از آن را برای پادشاه فرستاد و بالاخره همین قانون با متمم هایی از تصویب مجلس یونان گذشت . پاپادوپولوس در سال ١٩٧٣ م . با انجام رفراندومی رژیم جمهوری در یونان برقرار کرد و خود رئیس جمهوری شد، ولی به فاصله ٔ کوتاهی (در سال ١٩٧٣) در نتیجه ٔ کودتایی که از طرف برخی از نظامیان مخالف صورت گرفت سرنگون شد. در سال ١٩٧٤ م . غیرنظامیان قدرت را از نظامیان گرفتند و کنستانتین کارامانلیس نخست وزیر برای انتخاب یکی از دو رژیم سلطنتی یا جمهوری رفراندومی صورت داد و در آن اکثریت ملت جمهوری را برگزیدند و بدین ترتیب رژیم جمهوری دراین کشور برقرار گردید. اینک شواهد کلمه ٔ یونان که به مفهوم باستانی آن برمی گردد : ... با یکدیگر مشغول شوند و به روم و یونان نپردازند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٩١). مرکب دین که زاده ٔ عرب است داغ یونانْش بر کفل منهید. خاقانی . فلسفی فلسی و یونان همه یونی ارزد نفی این مذهب یونان به خراسان یابم . خاقانی . متاع من که خرد در دیار فضل وادب ؟ حکیم راه نشین را چه وقع در یونان . سعدی . - اهل یونان ؛ مردم یونان .یونانیان : معنی نه و نقش ریش و دستار حکمت نه و دین اهل یونان . خاقانی . - حکمت یونان (یونانیان ) ؛ فلسفه ٔ یونان . فلسفه ای که علما و دانشمندان یونان مانند سقراط و افلاطون و ارسطو بنیان گذار آن بوده اند : بازی ست پیش حکمت یونانم زیرا که ترجمان طواسینم . ناصرخسرو. ما را برون ز حکمت یونانیان چو هست تقلید مَکّیان و قیاسات کوفیان . انوری . - مذهب یونان ؛ مکتب یونان . فلسفه ٔ علما و دانشمندان قدیم یونان مانند سقراط و افلاطون و ارسطو : فلسفی فلسی و یونان همه یونی ارزد نفی این مذهب یونان به خراسان یابم . خاقانی . و رجوع به ترکیب حکمت یونان شود. - یونان دیار ؛ دیار یونان . سرزمین یونان : عروس گرانمایه را نیز کار برآراست تا شد به یونان دیار. نظامی . - یونان گروه ؛ گروه یونان . قوم یونانی : سر فیلسوفان یونان گروه جواهر چنین آرد از کان کوه . نظامی . - یونان نشینان ؛ ساکنان یونان . ملت یونان . مردمی که در کشور یونان سکونت گزیده اند : که یونان نشینان آن روزگار سوی زهد بودند آموزگار. نظامی .