یونگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یونگ . (اِخ ) بریگام . (١٨٠١-١٨٧٧ م .). دومین رئیس مرمن ها که فرقه ای از مسیحیان امریکا هستند که به نام «کلیسائیان قدیسیان آخرین روز» نیز نامیده می شوند.
یونگ . (اِخ ) کارل گوستاو. روانکاو و روانشناس سویسی (١٨٧٥-١٩٦١ م .). مؤسس مکتب روانشناسی تحلیلی که شاخه ای از روانکاوی فرویدی است . نخست در دانشگاه بال پزشکی خواند و سپس به روان پزشکی روی آورد. در سال ١٩٠٧ م . فروید را ملاقات کرد و چند سال همکاری نزدیک با او داشت و یکی از پیروان استوار او گردید. وی در کتاب «روانشناسی تحلیلی » خویش ضمیر ناهشیار (ضمیر نابخرد) را به دو کایه یا دو طبقه تقسیم کرد. طبقه ٔ تقریباً سطحی تر را منشاء «لیبیدو» و جلوه گاه نقشه های ساده ٔ نیروی محرک زندگی دانست و طبقه ٔ دوم یا طبقه ٔ عمیق تر را سرچشمه ٔ نیروی مربوط به دوران باستان و قرنهای اولیه ٔ جهان و «ضمیر ناهشیار جمعی » نژاد آدمی معرفی کرد. یونگ فرضیه ها و روشهای رقیبانش را محدود و ناقص می دانست و می گفت : آنها جز توضیح تعبیرهای کم ارجی از اخلاق و امیال بشر، که عالی ترین رؤیاها واحکام آدمی را به رمزها و علائم جنسی تنزل می دهد و روح بشر را با عدم قرین می سازد، چیزی نیست . او خود فرضیه های دیگری را پدید آورد و دامنه ٔ آنها را به مرزهای آفرینش و همبستگی آدمی با آفریدگار جهان پیوست .
یونگ . (ترکی، اِ) اسم ترکی صوف است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). یون . رجوع به صوف و پشم و یون شود.