یوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یوی . [ی َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به یاء آخرین حرف هجاء. (یادداشت مؤلف ). نسبت به یاء. (تاج العروس ). یائی .
یوی . [ ی ُ وَی ی ] (اِخ ) ظاهراً نام مردی است و یویّیّون از اهل ساوه بدو منسوبند و از جمله ٔ آنان است نصربن احمد الیویی که حافظ ابوطاهر السلفی بعضی اناشید از وی روایت کند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به تاج العروس چ مصر ج ١٠ ص ٤٢١ شود.