واژه جو

یک بندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یک بندی . [ ی َ / ی ِ ب َ ] (ص نسبی، ق مرکب ) یک بند. دایم . پیوسته . متصل . بلاانقطاع . (یادداشت مؤلف ). - تب یک بندی ؛ تب لازم . حمای لازمه . (یادداشت مؤلف ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی یک بندی | واژه جو