واژه جو

یک تخت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

یک تخت . [ ی َ / ی ِ ت َ ] (اِ مرکب ) یک تخته . یک دست . (یادداشت مؤلف ) : اما چون سوگند در میان است از جامه خانه های خاص برای تشریف و مباهات یک تخت جامه از طراز خوزستان ... برگیرم . (کلیله و دمنه ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی یک تخت | واژه جو